تبليغاتX
دختری از اقلیم عشق **شیراز** - دیگه...

دختری از اقلیم عشق **شیراز**

جایی برای همه

دیگه...

  ديگه گريه کافيه اگه دوسم داشت تنهام نميذاشت

 حالا که رفته بايد ياد و خاطره هاش هم از

 ذهنم بره ديگه بارون اونو به يادم نمياره....

 آنقدر آزادم که ميتونم دلم را به

راحتي به کسي بسپارم به کسي که شايد

 از مردونگي چيزي بلد باشه..

حالا ديگه اسمش ميون دفترام کهنه شده دوست دارم

 تنهايي مو با ياد و خاطره ديگري پر کنم فقط کافي

چشماش رو فراموش کنم و اين کار رو خواهم کرد

پس دوستش ميدارم تا دوستم بدارد...!!!

*****************************************

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ، بهت قول نميدم كه مي خندونمت

ولي مي تونم باهات گريه كنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي كسي گوش بدي

، بهم بگو قول مي دم كه خيلي ساكت باشم اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم كن

، قول نمي دم كه ازت بخوام بموني اما مي تونم باهات بدوم

 اگه يه روز سراغمو گرفتي و ازم خبري نشد ، يه سر بهم بزن

احتمالا بهت احتياج دارم اما اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي

، بهت قول نمي دم كه منتظرت مي مونم اما ازت مي خوام وقتي اومدي

يه شاخه گل رو قبرم بذار

**********************************************************

نشد يک لحظه از يادت جدا دل...

زهی دل ، آفرين دل ، مرحبا دل !...

 زدستش يکدم آسايش ندارم....

 نمی دانم چه بايد کرد با دل ؟....

 هزاران بار منعش کردم از عشق ..

 مگر برگشت از راه خطا دل....

 بچشمانت مرا دل مبتلا کرد ...

فلاکت دل ، مصيبت دل ، بلا دل......

از اين دل داد من بستان خدايا ...

 ز دستش تا به کی گويم خدا دل...

درون سينه آهی هم ندارم ...

 فقير وعاجز و بی دست و پا دل.......

 بشد خاک و ز کويت بر نخيزد....

 زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل....

 ز عقل و دل دگر از من مپرسيد ..

چو عشق آمد کجا عقل و کجا دل ؟....

تو.......ز دل نالی ..دل از تو ..

.. حيا کن يا تو ساکت باش يا دل

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 16:9  توسط   |